توانایی خود را افزایش دهیم

فرهنگ و هنر
توانایی خود را افزایش دهیم

بسم الله الرحمن الرحیم

با سلام

• لطفا مطالب سایت را به صورت منظم پیگیری کنید
• ارائه پیشنهادات و نظرات شما باعث بهبود کیفیت ارائه مطالب خواهد شد

بعضی از مطالب آموزشی سایت توسط اینجانب نوشته نشده و صرفا جهت مطالعه دوستان از منابع دیگری جمع آوری شده است
چنانچه در مطالب موضوعی ملاحظه شد که از نظر علمی ، اعتقادی ، سیاسی ، مذهبی و ... دارای مشکل بود حتما در قسمت نظرات ذکر بفرمایید تا اصلاح گردد.
با تشکر
موفق باشید

طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات
  • ۲۱ خرداد ۹۶، ۲۲:۰۲ - مهدی
    سپاس
يكشنبه, ۵ مرداد ۱۳۹۳، ۰۳:۲۱ ب.ظ

درس هشتم- انتقال پیام تصویر

هدف اصلی هر تصویر، انتقال پیام یا مفهومی است که در آن نهفته است. این پیام یا مفهوم همواره با واقعیتی عینی و قابل لمس برای ما انسان ها در ارتباط است. به این معنا که هر پدیده عینی را می توان به واقعیتی خارجی نسبت داد. برای مثال اگر هدف یک تصویر بیان مفهوم آفتاب باشد، یا گرما و یا حرارت و... همه این مفاهیم را می توان در قالب شکل خورشید تجسم کرد.

این پدیده عینی یا واقعیت خارجی که قرار است پیام اصلی تصویر را برساند، معمولا به سه طریق متفاوت در تصویر بازنمایی یا نمایش داده می شوند: نمایش واقعیت عینی (طبیعی)، انتزاعی کردن واقعیت و یا رمزگذاری.

 

انتقال معنا از طریق نمایش واقعیت عینی
برای نشان دادن یک واقعیت یا یک پدیده، ساده ترین راه این است که تصویر واقعی (عکس یا یک نقاشی واقع گرا) آن پدیده را عینا نمایش دهیم. در این روش سعی می شود تصویر تا حد امکان به آن واقعیت عینی، با تمام جزییات و تناسباتش نزدیک شد. مثلا برای نمایش دادن یک پرنده و تمام معانی مرتبط با آن مثل آزادی، رهایی و... می توان تصویر یک پرنده در حال پرواز را نشان داد و یا برای رساندن مفهوم اسارت، پرندهای در قفس را در تصویر گنجاند. نمایش واقعیت عینی ساده ترین و رایج ترین شیوه انتقال مفهوم در تصاویر مختلف است. امروزه با رواج عکاسی استفاده از این روش بسیار معمول شده است. اکثر تبلیغات و آگهی های دور و اطراف ما از این روش برای تصویرسازی استفاده می کنند.

برای انتقال معنا از طریق نمایش واقعیت عینی باید به این نکته توجه داشت که تصویر واقعی و عینی از یک پدیده ممکن است همیشه گویای مفهوم مورد نظر ما نباشد و تحت تاثیر تعابیر ذهنی افراد مختلف، معناهای متفاوتی پیدا کند. برای مثال اگر با تصویر یک روستا روبرو شوید، چه مفهومی در ذهن تان نقش می بندد؟ مسلما این مفهوم بین همه یکسان نیست و ممکن است در تضاد با هم نیز باشد. بنابراین باید به این نکته توجه داشت که گرچه یک تصویر عینی از واقعیت، گویای بسیاری از مطالب است، اما راه را برای سوء تعبیر از جانب بیننده نیز باز می گذارد.

 

انتقال معنا از طریق شیوه انتزاعی
انتزاعی کردن یک تصویر در حقیقت حذف زواید و برجسته کردن نقاط مهم است. به عبارتی در این روش طراح یک تصویر با دخالت در واقعیت سعی می کند تا آنچه را که مورد نظر است برجسته تر و عیان تر به نمایش بگذارد تا مفهوم صریح تر و واضح تر به مخاطب منتقل شود. برای مثال اگر هدف نمایش یک پرنده آزاد در حال پرواز است، می توان این کار را با رسم چند خط ساده انجام داد. برای این کار لازم است تا تصویر واقعی یا عینی را آنقدر ساده کنیم تا تنها عناصر ضروری باقی بماند، به گونه ای که مفهوم همچنان قابل انتقال باشد. عمل انتزاعی کردن در واقع به نوعی دستکاری کردن واقعیت عینی به نفع آن چیزی است که مورد نظر است. با انتزاعی کردن یک تصویر سعی می کنیم ذهن مخاطب را بر یک معنای خاص متمرکز کنیم.

برای انتزاعی کردن یک تصویر کافی است پس از شناسایی عناصر شکل دهنده به تصویر، سه اقدام را انجام داد. اول خطوط و نقاط اضافی را حذف یا با هم ترکیب کنیم. دوم به تدریج فرم های پیچیده و متنوع تصویر را ساده تر کنیم؛ به این معنا که فرم های نامنظم را تا حد امکان به فرم های اولیه و هندسی تبدیل کنیم. سوم، کنتراست تیره و روشن تصویر را تا حد امکان بیشتر کنیم به این معنا که سطوح خاکستری روشن را به روشن تر و خاکستری های تیره را تیره تر کنیم. و در انتها می توان با مداخله در فرم، رنگ و اندازه بعضی عناصر روی آنها تاکید کرد. برای انتزاعی کردن یک تصویر ممکن است هر کدام از این اقدام ها به تنهایی نیز کافی باشد.

اگر در انتزاعی کردن یک تصویر، رابطه آن با واقعیت کاملا از بین برود، به عبارت دیگر تصور کردن تصویر واقعی برای مخاطب امکان پذیر نباشد، در این صورت انتزاع به مرحله ای رسیده است که به آن حالت تجریدی گفته می شود. حالت تجریدی کمتر در هنرهای کاربردی مانند تبلیغات به کار می رود.

انتزاعی کردن تصاویر سابقه ای طولانی در تاریخ هنر دارد. انتزاع تصاویر از نقاشی های اولیه درون غارها، تا نقش های به جا مانده روی سفال های قدیمی دیده می شود. در هنر قرن بیستم هم انتزاع جایگاه ویژ های دارد، گرچه انتزاع واقعیت در آثار بعضی نقاشان تا جایی پیش رفته است که درک آنها را با دشواری روبرو می کند.

 

انتقال معنا از طریق رمزگان (سمبلیسیم)
بعضی از تصاویر انتزاعی (و گاهی واقعی) به مرور زمان معناهای مضاعفی به خود گرفته اند و تبدیل به نوعی سمبل، آرم یا نشان شده اند. بعضی از این نشان ها معنایی جهانی به خود گرفته اند و بعضی تنها در بین یک جامعه خاص معنی دارند. مثلا امروزه پرنده ای که شاخه زیتون در دهان دارد در نقاط مختلف دنیا نشان و مظهر صلح قلمداد می شود. تصاویر امروزه دنیای رمزگان پیچیدگی و تنوع بسیار زیادی پیدا کرده است و هر روزه تعداد آنها بیشتر و بیشتر می شود.

بنابراین یکی از راه های موثر در انتقال یک مفهوم می تواند استفاده از تصاویر و نشانه ای سمبلیک مرتبط با آن موضوع باشد. البته این کار به آسانی امکان پذیر نیست زیرا اولا در ارتباط با تمام مفاهیم مورد نظر ما ممکن است رمزگان وجود نداشته باشد، همچنین یک فرد به تنهایی نمی تواند بسته به سلیقه و خواست خود رمز و نشان جدیدی خلق نماید.

 

در ایجاد یک تصویر می توان از ترکیب سه روش ذکر شده استفاده کرد. برای مثال در حالی که پیش زمینه تصویر عینی و واقعی است، موضوع اصلی حالت انتزاعی شده و برجسته به خود گرفته و از بعضی سمبل ها نیز در انتقال معنا استفاده شده است.

 

سبک های هنری
سبک، حاصل بیان نوعی خاص از مفاهیم با استفاده از انتخاب شیوه ها و تکنیک هایی خاص شامل ترکیب بندی، رنگ بندی، ایجاد تضاد یا هماهنگی و مانند اینهاست که در دورهای خاص و توسط عده ای هنرمند همزمان به کار گرفته می شود.

در حقیقت سبک های هنری، ارتباط مستقیمی با فرهنگ و آداب و سنن جوامع دارند. به عبارت دیگر اینکه چرا هنرمندان یک جامعه خاص در یک زمان از یک سبک خاص پیروی می کنند با نوع نگاه مشترک آنها به دنیای اطراف شان که تحت عوامل مختلف اجتماعی آن زمان شکل گرفته است، مرتبط است.

تا پیش از دوران مدرن که جوامع کوچک و ارتباطاتشان محدود بود، می توان از سبک های هنری خاصی نام برد که هر کدام قدمتی نزدیک به چند قرن داشتند. اما در قرن بیستم با گسترش ارتباطات و جهانی شدن پدیده ها و ظهور ابزار جدید، سبک های هنری زیادی پا به عرصه وجود گذاشت. تا پیش از دوران جدید بازنمایی واقعیت عینی در تصویرسازی بسیار رایج بود، اما در قرن بیستم شیوه های مختلف انتزاعی کردن تصاویر و حتی تجریدی کردن آنها بسیار رایج شد و رشد کرد. امروزه سبک های مختلف محدود به جامعه ای خاص نیستند و معمولا عمر و پایداری آنها کوتاه است. به طور کلی زمانی می توان از سبک هنری خاصی صحبت کرد که مشترکاتی را به توان در شیوه های ایجاد تصاویر بین افراد مختلف شناسایی کرد.

 

جمع بندی
همانطور که در مقدمه این دوره گفته شد، تمام انسان ها قادر به درک ساده مفاهیم بصری هستند و نیاز به داشتن مهارت خاصی ندارند، همانگونه که داشتن سواد پیش شرط فهمیدن حرف های دیگران نیست. اما برای درک بهتر و عمق دادن به ارتباطات مان، ما نیاز به یادگیری یک سری فنون و قواعد داریم.

آن چه تا اینجا گفته شد، مروری بود بر اصول و قواعد اولیه ارتباطات بصری. برای درک بهتر آنچه در این دوره گفته شده است، نیاز داریم تا آن چه را که آموختیم، در عمل تمرین کنیم و سعی کنیم این مفاهیم در ذهن مان جای خود را پیدا کنند.

اگر با مقولاتی مانند عکاسی، تصویرسازی، گرافیک و مانند اینها سر و کار دارید، آنچه در این دوره گفته شده می تواند در ارتقاء کیفیت کارتان موثر باشد. اما حتی اگر در آینده سر و کار شما با طراحی و خلق تصاویر هم نیفتد، مسلما شما مخاطب هزاران هزار تابلو، تصویر، عکس، پوستر و... هستید. بهترین روش برای تمرین آنچه در این دوره گفته شده، خوب دیدن است. از میان تصاویر مختلفی که هر روز می بینید، تعدادی را انتخاب کنید و از خود بپرسید:

  • ترکیب بندی کلی تصویر چگونه است و چه اصولی در آن رعایت شده است؟
  • چگونه می توان تصویر را به عناصر مختلف آن تجزیه کرد و این عناصر چگونه درون ترکیب بندی جای گرفته اند؟
  • چگونه از ترکیب بندی رنگ ها در ایجاد تضاد یا هماهنگی استفاده شده است؟
  • آیا مفاهیمی مانند تناسبات، جاذبه، ریتم و... در تصویر وجود دارد؟
  • آیا انتزاع تصاویر، واقعی صورت گرفته است؟ چگونه؟
  • آیا در تصویر رمزگان خاصی وجود دارد؟
  • و...

تمرین ۱: یکی از تصاویری را که در تمرین اول انتخاب کرده اید را دوباره بررسی کنید و این بار با توجه به آنچه در این دوره آموختید آن تصویر را بررسی کنید. حال به عنوان تمرین تصویر را به تعدادی خانه مساوی (مثلا ۱۰x۱۰) مانند یک پازل تقسیم کنید. سعی کنید تصویر را تغییر دهید به گونه ای که معنای دیگر یا حالتی انتزاعی پیدا کند.


منابع این دوره آموزشی
- ادواردز، بتی (‍۱۳۸۹) طراحی با سمت راست مغز؛ ترجمه عرب علی شروه. تهران، مارلیک، چاپ چهارم.

- ایتن، یوهانس (۱۳۸۸) هنر رنگ؛ ترجمه عرب علی شروه. تهران، یساولی، چاپ ششم.

- ایتن، یوهانس (۱۳۸۳) طرح و فرم: دوره مبانی هنرهای تجسمی در باهاوس؛ ترجمه فرهاد گشایش. تهران مارلیک، چاپ سوم.

- دانیس، دونیس اِ (۱۳۷۵) مبادی سواد بصری؛ ترجمه مسعود سپهر. تهران: سروش، چاپ سوم.

- قادری، مجید و فرجو، محسن (۱۳۷۶) مبانی هنرهای تجسمی؛ کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان.

- وزیری مقدم، محسن (۱۳۸۹) شیوه طراحی،  جلد اول؛ تهران: سروش، چاپ یازدهم. 

موناری، برونو (۱۳۷۰) طراحی و ارتباطات بصری: رهنمودی بر روش شناسر بصری؛ ترجمه پاینده شاهنده. تهران: سروش، چاپ اول.

کپس، جئورگی (۱۳۸۲) زبان تصویر؛ ترجمه فیروزه مهاجر. تهران: سروش، چاپ چهارم.

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۳/۰۵/۰۵

نظرات  (۱)

باسلام وآرزوی قبولی طاعات وعبادات
عید سعید فطر بر شما وتمامی میهمانان درگاه حق تعالی مبارک باد.
التماس دعا
(((استاد عزیز تا آخرش باهاتیم)))
پاسخ:
یر شما هم تبریک میگم
ما در خدمت هستیم
ولی دوستان کمتر تشریف میارند

ارسال نظر

کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی