توانایی خود را افزایش دهیم

فرهنگ و هنر
توانایی خود را افزایش دهیم

بسم الله الرحمن الرحیم

با سلام

• لطفا مطالب سایت را به صورت منظم پیگیری کنید
• ارائه پیشنهادات و نظرات شما باعث بهبود کیفیت ارائه مطالب خواهد شد

بعضی از مطالب آموزشی سایت توسط اینجانب نوشته نشده و صرفا جهت مطالعه دوستان از منابع دیگری جمع آوری شده است
چنانچه در مطالب موضوعی ملاحظه شد که از نظر علمی ، اعتقادی ، سیاسی ، مذهبی و ... دارای مشکل بود حتما در قسمت نظرات ذکر بفرمایید تا اصلاح گردد.
با تشکر
موفق باشید

طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات
  • ۲۱ خرداد ۹۶، ۲۲:۰۲ - مهدی
    سپاس

۱۰ مطلب با موضوع «درسنامه :: ارتباطات بصری و زبان تصویر» ثبت شده است

يكشنبه, ۵ مرداد ۱۳۹۳، ۰۳:۲۱ ب.ظ

درس هشتم- انتقال پیام تصویر

هدف اصلی هر تصویر، انتقال پیام یا مفهومی است که در آن نهفته است. این پیام یا مفهوم همواره با واقعیتی عینی و قابل لمس برای ما انسان ها در ارتباط است. به این معنا که هر پدیده عینی را می توان به واقعیتی خارجی نسبت داد. برای مثال اگر هدف یک تصویر بیان مفهوم آفتاب باشد، یا گرما و یا حرارت و... همه این مفاهیم را می توان در قالب شکل خورشید تجسم کرد.

این پدیده عینی یا واقعیت خارجی که قرار است پیام اصلی تصویر را برساند، معمولا به سه طریق متفاوت در تصویر بازنمایی یا نمایش داده می شوند: نمایش واقعیت عینی (طبیعی)، انتزاعی کردن واقعیت و یا رمزگذاری.

 

انتقال معنا از طریق نمایش واقعیت عینی
برای نشان دادن یک واقعیت یا یک پدیده، ساده ترین راه این است که تصویر واقعی (عکس یا یک نقاشی واقع گرا) آن پدیده را عینا نمایش دهیم. در این روش سعی می شود تصویر تا حد امکان به آن واقعیت عینی، با تمام جزییات و تناسباتش نزدیک شد. مثلا برای نمایش دادن یک پرنده و تمام معانی مرتبط با آن مثل آزادی، رهایی و... می توان تصویر یک پرنده در حال پرواز را نشان داد و یا برای رساندن مفهوم اسارت، پرندهای در قفس را در تصویر گنجاند. نمایش واقعیت عینی ساده ترین و رایج ترین شیوه انتقال مفهوم در تصاویر مختلف است. امروزه با رواج عکاسی استفاده از این روش بسیار معمول شده است. اکثر تبلیغات و آگهی های دور و اطراف ما از این روش برای تصویرسازی استفاده می کنند.

برای انتقال معنا از طریق نمایش واقعیت عینی باید به این نکته توجه داشت که تصویر واقعی و عینی از یک پدیده ممکن است همیشه گویای مفهوم مورد نظر ما نباشد و تحت تاثیر تعابیر ذهنی افراد مختلف، معناهای متفاوتی پیدا کند. برای مثال اگر با تصویر یک روستا روبرو شوید، چه مفهومی در ذهن تان نقش می بندد؟ مسلما این مفهوم بین همه یکسان نیست و ممکن است در تضاد با هم نیز باشد. بنابراین باید به این نکته توجه داشت که گرچه یک تصویر عینی از واقعیت، گویای بسیاری از مطالب است، اما راه را برای سوء تعبیر از جانب بیننده نیز باز می گذارد.

 

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۵ مرداد ۹۳ ، ۱۵:۲۱

مفهوم ریتم و تکرار
تکرار منظم یک عنصر، اصطلاحا ریتم خوانده می شود. ریتم در بعضی هنرها مانند موسیقی عنصری ذاتی است که بدون وجود آن هیچ آهنگی ساخته نمی شود. اما در هنرهای تجسمی ایجاد ریتم یکی از تکنیک هایی است که می تواند به طراح در ایجاد معناهایی خاص در تصویر کمک کند. برای ایجاد ریتم باید یک عنصر پایه ای ایجاد کرد. این عنصر پایه ای (یا مُوتیف) می تواند از شکلی ساده یا پیچیده تر درست شده باشد. تکرار منظم این عنصر پایه ای در تصویر یا به تنهایی کلیت تصویر را شکل می دهد و یا زمینه ای برای حضور دیگر عناصر تصویری را به وجود می آورد.

برای روشن شدن مطلب و اهمیت معنای ریتم در تصویرسازی دو مثال در اینجا ارایه می شود.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۰ تیر ۹۳ ، ۱۷:۱۷
سه شنبه, ۱۷ تیر ۱۳۹۳، ۱۲:۴۳ ب.ظ

درس ششم- ایجاد کیفت های متفاوت در تصویر

تضاد و هماهنگی در تصویر
همانگونه که در بحث رنگ اشاره شد، ایجاد تضاد میان یک عنصر یا مجموعه ای از عناصر تصویر با بقیه تصویر می تواند در برجسته ساختن و در نتیجه درک بهتر آن عنصر کمک کند. در واقع عنصری که قرار است پیام یک تصویر را به مخاطب خود برساند، اگر در متن یا زمینه تصویر محو شده باشد، درکش برای مخاطب بسیار سخت تر است تا یک عنصر متضاد و برجسته. اگر هماهنگی نوعی آرامش و سکون را به وجود بیاورد، تضاد (کنتراست) تعادل را بر هم می زند و ذهن مخاطب را تحریک کرده و توجه اش را جلب می کند.

علت این امر این است که در زندگی واقعی، ما بسیاری از پدیده ها را در مقابل متضاد آن معنا می کنیم، سرما در برابر گرما، بلندی در برابر کوتاهی و... . در زبان تصویر هم همین موضوع مصداق دارد. برای مثال، بزرگی اندازه یک ساختمان بلند در کنار مجموعه ای از خانه های کوچک برجسته تر نمایان می شود.

علاوه بر کنتراست رنگی که پیشتر درباره آن صحبت شد، تضاد در یک تصویر می تواند با ایجاد بافت، فرم و یا درجه روشنایی میان عناصر مختلف نسبت به هم حاصل شود.

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۷ تیر ۹۳ ، ۱۲:۴۳
شنبه, ۱۴ تیر ۱۳۹۳، ۰۲:۲۳ ق.ظ

درس پنجم- آشنایی با تضادهای رنگی

تضادهای هفتگانه رنگی
اختلاف میان رنگ های مختلف عاملی است که باعث می شود ما قادر به درک و تشخیص رنگ ها از یکدیگر باشیم. به عبارتی هر چه اختلاف یا تضاد میان یک رنگ با اطرافش بیشتر باشد، آن رنگ برجسته تر و قابل تشخیص تر خواهد بود.

ایجاد تضاد رنگی کاربرد زیادی در زبان تصویر دارد. به عنوان مثال برای اینکه نوشته ای در یک آگهی تبلیغی برجسته و خواناتر از بقیه تصویر به نظر برسد و در نگاه اول نظر ببیننده را به خود جلب کند، باید به رنگی نوشته شود که با زمینه تصویر کاملا در تضاد باشد. یوهان ایتن در کتاب خود، «هنر رنگ»، به هفت نوع تضاد رنگی اشاره می کند که در ادامه به بررسی آنها می پردازیم.

الف- تضاد رنگ های اصلی: کنار هم قرار گرفتن رنگ های اصلی، یعنی زرد و آبی و قرمز، تضاد رنگی زیادی را در تصویر ایجاد می کند. استفاده از این سه رنگ به صورت خالص و بدون هیچ ترکیبی باعث می شود هر کدام از رنگ ها برجسته و نمایان به نظر بیایند. تضاد رنگ های اصلی ساده ترین نوع ایجاد تضاد است و در هنرهای بومی و محلی از این نوع تضاد استفاده زیادی می شود.

در مقابل هر چه از خلوص رنگ های اصلی کاسته شود و ترکیبات رنگ به سمت رنگ های ثانوی و درجه سه متمایل شود، درجه تضاد هم کمتر می شود. به عنوان مثال تضاد بین رنگ هایی مانند آبی و بنفش، سبز و نارنجی، به طور مشخص کمتر از سه رنگ اصلی است.

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۴ تیر ۹۳ ، ۰۲:۲۳
چهارشنبه, ۱۱ تیر ۱۳۹۳، ۰۴:۴۴ ب.ظ

درس چهارم- آشنایی با رنگ

مفهوم رنگ
رنگ یکی از مهمترین عوامل تاثیرگذار بصری است که همیشه همراه با بار معنایی، احساسی و عاطفی بوده است. هر رنگ به تنهایی یا در ارتباط با سایر رنگ ها می تواند مفاهیم خاصی را به مخاطب خود انتقال دهد. کاربرد رنگ در تاریخ همواره آمیخته با نوعی رمزگذاری و سمبل سازی همراه بوده است و همچنان نیز هست. همچنین از نظر فردی، تنوع در ترجیح رنگی بر رنگ دیگر بین افراد یک جامعه بسیار رایج است که می توان با روانشناختی فردی این موضوع را بررسی کرد. در مجموع می توان گفت کاربرد رنگ اهمیت زیادی در بیان بصری و تصویرسازی دارد.

با وجود تمام اهمیتی که رنگ در زبان تصویری انسان ها بازی می کرده و کاربرد آن امری شناخته شده در هنر بوده، تا اوایل قرن بیستم مطالعه دقیق و جامعی روی این موضوع انجام نگرفته بود. یوهان ایتین (Johanes Itten) جزو اولین افرادی است که به مطالعه رنگ و کاربرد آن در ارتباطات بصری پرداخته و امروزه بسیاری از مطالب تدوین شده درباره رنگ وامدار کتابی است که او در سال ۱۹۲۴ به نام «هنر رنگ» نوشته است.

برای بررسی مفهوم رنگ معمولا سه رویکرد مجزا وجود دارد، یا به عبارتی از سه جهت یا طریق می توان به مطالعه معنا و مفهوم رنگ در زبان تصویری پرداخت:

اول، بررسی میزان تاثیرگذاری (Impression) رنگ هاست. به این معنا که به صورت کلی و فارغ از زمینه های فرهنگی- اجتماعی یا روانشناختی مخاطب، اثر بصری رنگ های مختلف بر هم و در ارتباط با هم چیست؟ (موضوع بحثی که در ادامه به آن پرداخته می شود، عمدتا بر حول این محور قرار دارد و این معنا مفصل تر تشریح می شود).

دومین رویکرد براساس نحوه ابراز مفاهیم (Expression) رنگ های مختلف استوار است. به عبارت دیگر رنگ های مختلف برای اکثر افراد معانی خاصی دارند. به عنوان مثال زرد معنایی از گرما و درخشندگی دارد. قرمز پر حرارت و پر انرژی است و همیشه با مفهوم تحرک و جنبش و گاه خشونت همراه است. آبی به همراه خود معنای بیکرانگی و معنویت را همراه می آورد. نارنجی نیز مانند زرد و قرمز پرجنب و جوش به نظر می رسد. سبز با معانی پاکی و باروری و زندگی درآمیخته و بنفش رازآلود و گاه غمناک است.

سومین رویکرد براساس معانی سمبلیک و انتزاعی رنگ ها شکل گرفته که آن را اصطلاحا ساخت (Construction) نامیده اند. شاید این رویکرد بی ارتباط با رویکرد پیشین نباشد اما به طور خاص به بعضی از مفاهیمی که رنگ ها در طول زمان و در طی حوادث تاریخی به خود گرفته اند و به صورت سمبلیک و نشانه ای به کار گرفته می شوند، اشاره دارد. مثلا رنگ زرد در طول تاریخ سمبل امپراطوری چین بوده و در مراسم سلطنتی به کار می رفته. مثال هایی از این دست فراوانند، رنگ سرخ نشانه انقلاب شوروی، رنگ سیاه نشانه عزا، نارنجی رنگ جنبش مردم در اوکراین و... .

از نظر فیزیکی انسان قادر به دیدن موج های بین ۴۰۰ تا ۸۰۰ نانومتر است و می تواند آنها را به صورت طیف های رنگی مختلف درک نماید. نور قرمز یک سر طیف قرار دارد و دارای بیشترین طول موج است و نور بنفش در سر دیگر آن، دارای کمترین طول موج است. خصوصیات فیزیکی رنگ ها به طور حتم رابطه مستقیمی با معانی و اثر روانی آنها بر انسان دارد.

 

رنگ های اصلی و فرعی (چرخه رنگ)
در زندگی روزمره ما با انواع و اقسام مختلف رنگ ها سر و کار داریم. رنگ هایی را که آنها را نام گذاری کرده ایم تنها بخش کوچکی از طیف گسترده رنگ های دور و اطراف مان را تشکیل می دهند. اما تمام این طیف رنگی متنوع تنها از ترکیب حداکثر سه رنگ اصلی به وجود آمده اند.

سه رنگ اصلی و ثانوی
برای اینکه طیف گستردهای از رنگ ها را بوجود آورید، تنها کافی است سه رنگ زرد، قرمز و آبی را در اختیار داشته باشید (دو رنگ سفید و سیاه هم برای تیره و روشن کردن به کار گرفته می شوند). به این ترتیب شما قادر خواهید بود صدها رنگ را بوسیله سه رنگ اصلی و سیاه و سفید درست کنید.

یک نکته مهم
نحوه ترکیب بندی رنگ ها و سه رنگ اصلی ارتباط مستقیم با منشاء بوجود آوردن رنگ دارد. بعضی رنگ ها منشائی نورانی دارند و با قطع نور، رنگ نیز از بین می رود. مانند نور زرد لامپ های معمولی. سه رنگ اصلی در نورهای رنگی عبارت است از قرمز، آبی و سبز. نورهای رنگی را می توان با قراردادن یک فیلتر رنگی جلوی نور سفید ایجاد کرد. نورهای رنگی در عکاسی و نورپردازی های شهری کاربرد دارند. همچنین در صنعت چاپ، با توجه تکنیک های مختلف، رنگ های اصلی و ترکیب بندی آنها متفاوت است. 

از ترکیب این سه رنگ بقیه رنگ ها درست می شوند. بهترین راه برای آشنا شدن با ترکیبات رنگی ترسیم چرخه رنگ است. برای تمرین چرخه رنگ باید سه رنگ اصلی را تهیه کنید (برای شروع می توانید از رنگ های گواش استفاده کنید که به راحتی با آب رقیق می شوند).

رنگ های معمول موجود در بازار عبارتند از رنگ روغن، آبرنگ، گواش، اکریلیک و انواع مداد و پاستل های رنگی که استفاده از هر کدام تکنیک خاص خود را دارد. برای تمرین چرخه رنگ استفاده از گواش ساده تر است.

رنگ های ثانوی از ترکیب رنگ های اصلی بوجود می آیند. به این ترتیب که با مخلوط زرد و قرمز، نارنجی، زرد و آبی، سبز و آبی و قرمز، بنفش درست می شود (توجه داشته باشید نسبت ترکیب رنگ ها بسیار مهم است. سعی کنید رنگ شما تا حد امکان به رنگ های چرخه رنگی نزدیک باشد).

وقتی موفق به ساخت رنگ های ثانوی شدید، سعی کنید رنگ های درجه سه را بسازید. این رنگ ها از ترکیب رنگ های اصلی و رنگ های ثانوی بوجود می آیند. مثلا از ترکیب آبی و سبز، آبی مایل به سبز به دست می آید. با ساخت سه رنگ ثانوی و شش رنگ درجه سه به همراه سه رنگ اصلی، چرخه رنگ شما متشکل از دوازده رنگ کامل خواهد شد.

با ترکیب سه رنگ اصلی، یا به عبارتی یک رنگ اصلی و یک رنگ ثانوی مقابل آن در چرخه رنگ، نوعی قهوه ای به دست می آید (در زبان روزمره ما به طیف گسترده ای از رنگ ها قهوه ای می گوییم که تمامی آنها از ترکیب نسبت های مختلفی از سه رنگ اصلی به دست می آیند.)

اشباع (Saturation)
اگر هر یک از رنگ های چرخه رنگ را با سیاه و یا سفید به تدریج و به دفعات مشخص ترکیب کنید، اصطلاحا می توانید تونالیته های (طیف های) مختلف آن رنگ را بوجود آورید. با این کار از اشباع یا درجه خلوص رنگ می کاهید و آن را به تدریج به سمت سیاه و یا سفید نزدیک می کنید. رنگ های متفاوت که بیش از حد تیره یا روشن شده باشند معمولا خصوصیت اولیه خود را از دست می دهند.

هر کدام از رنگ های اصلی با توجه به آنچه پیش تر درباره مفاهیم رنگ ها گفته شد خصوصیت خاصی دارند. در حالی که زرد و قرمز دارای گرما هستند، آبی خصوصیتی سرد و منقبض دارد. ترکیبات رنگی می تواند خصوصیت یک رنگ را خنثی یا تشدید کند. معمولا ترکیب سه رنگ معمولا حالتی خنثی به وجود می آورد و روشن و تیره کردن رنگ ها با سیاه و سفید این حالت را تشدید می کند.

به عبارت دیگر هر چه از خلوص رنگ های اصلی بیشتر فاصله بگیریم، قدرت ابراز مفاهیم در رنگ ها کاهش پیدا می کند. شاید به همین خاطر است که در پرچم کشورها معمولا از رنگ های اصلی (زرد و قرمز و آبی) و یا ثانوی (سبز و نارنجی و بنفش) استفاده می شود. و به همین دلیل رنگ های اصلی و ثانوی در مراسم آیینی و سنتی بیشتر مورد استفاده قرار می گیرد.

 

رنگهای مکمل
منظور از رنگ مکمل، رنگی است که در چرخه رنگ درست روبروی رنگ مورد نظر قرار گرفته است. به عنوان مثال در چرخه رنگی روبروی زرد، بنفش قرار دارد و روبروی آبی، نارنجی. به این ترتیب رنگ نارنجی مکمل آبی، بنفش مکمل زرد و سبز مکمل قرمز به حساب می آید. اگر به چرخه رنگ دقت کنید، متوجه خواهید شد که هر کدام از سه رنگ اصلی روبروی یک رنگ فرعی قرار دارد که ترکیبی از دو رنگ اصلی دیگر است. به عبارتی، اگر هر رنگ اصلی را با رنگ مکمل آن ترکیب کنیم، درست مثل این است که سه رنگ اصلی را با هم ترکیب کرده باشیم که حاصل آن نوعی قهوه ای (خاکستری گرم) می شود. استفاده از رنگ های مکمل کاربرد زیادی در زبان تصویری دارد.


تمرین ۱: چرخه رنگ را مطابق تصویر آن در متن ترسیم کنید (حدودا به قطر بیست سانتیمتر). با استفاده از سه رنگ اصلی (ترجیحا گواش) رنگ های ثانوی و درجه سه را درست کنید و در خانه های چرخه رنگ گذاری نمایید. سعی کنید تا جایی که ممکن است رنگ های شما به رنگ های چرخه رنگ شبیه باشد.

تمرین ۲: با ترکیب سیاه و سفید طیفی از دوازده رنگ یک سر آن روشن (سفید) و سر دیگر آن تیره (سیاه) است ایجاد کنید. سعی کنید تا حد امکان حرکت تدریجی تیرگی یا روشنایی خاکستری ها نسبت به یکدیگر حفظ شود.

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۱ تیر ۹۳ ، ۱۶:۴۴
يكشنبه, ۸ تیر ۱۳۹۳، ۰۱:۲۹ ق.ظ

درس سوم- عناصر اولیه در تصویر

تجزیه تصویر به اجزاء اولیه
هر نقش یا تصویری از یک سری عناصر اولیه تشکیل شده است. منظور از عناصر اولیه پدیده هایی مانند خط، نقطه، شکل، سایه- روشن، رنگ و رنگ مایه، بافت و مانند اینهاست. این عناصر و مواد خام در هر تصویر با هم ترکیب می شوند تا معنا و پیام بصری خاصی را به مخاطب خود برسانند.

به عنوان مثال، تصویر تبلیغاتی زیر را مشاهده کنید. این تصویر از چه عناصر و اجزایی تشکیل شده است؟ یک بطری بزرگ، دو بطری کوچک، درخت، دو تپه، آسمان و... . اگر دقیق تر شویم می توانیم عناصر ریزتری را هم نام ببریم و همچنین هر کدام از عناصر بزرگ را هم شاید بشود به عناصر کوچک تر تقسیم کنیم. هر کدام از این اجزاء دارای فرم (نقطه- مانند، خط- مانند یا سطح- مانند)، رنگ و روشنایی (سایه-روشن) و بافتی خاص هستند که مجموع آنها با هم کلیت تصویر را شکل می دهند.

با آنچه از ترکیب بندی آموختید آیا می توانید بگوید این تصویر تعادل دارد؟ چه عناصری اگر در تصویر جابه جا می شدند ترکیب بندی متوازن تر جلوه می کرد؟ آیا می توان عنصری را از تصویر حذف کرد؟ آیا ترجیح می دهید عنصری را کوچک تر یا بزرگ تر کنید؟

برای شناخت یک تصویر علاوه بر ترکیب بندی کلی تصویر که در مبحث قبل به آن اشاره شد، باید اجزای تشکیل دهنده آن را نیز تشخیص داد و آنها را به صورت منفرد بررسی کرد. برخلاف ترکیب بندی که در آن کلیت تصویر را مطالعه می کردیم، در اینجا با تجزیه تصویر، هر جزء به تنهایی مورد بررسی قرار می گیرد.

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۸ تیر ۹۳ ، ۰۱:۲۹
شنبه, ۱۷ خرداد ۱۳۹۳، ۱۰:۰۱ ب.ظ

درس دوم- آشنایی با ترکیب بندی (کمپوزیسیون)

ترکیب بندی تصویری، موقعیت و اجزاء نسبت به یکدیگر
اگر بخواهید از کسی عکس بیاندازید، چهره او را در کجای کادر قرار می دهید، وسط، کنار یا قسمتی از صورت او را از کادر خارج می کنید؟ جواب این سوال بستگی به این دارد که آن عکس قرار است برای یک کار رسمی استفاده شود، یا نه می خواهید با کسی که از او عکس انداخته اید شوخی کنید. به یک معنا موقعیت چهره یک فرد در کادر یک عکس بستگی به هدف و پیامی دارد که آن تصویر قرار است منتقل کند.

این مقدمه اهمیت موضوع ترکیب بندی را در زبان تصویری نشان می دهد. شاید بتوان ترکیب بندی را نحوه قرار گرفتن اجزاء مختلف تصویری درون چارچوب (کادر) تصویر تعریف کرد. به این ترتیب در ترکیب بندی اولا کادر تصویر اهمیت زیادی دارد؛ به این معنا که چارچوب تصویر را مستطیل افقی یا عمودی، مربع یا حتی دایره انتخاب کنیم، در انتقال مفهوم تاثیر زیادی می گذارد (شاید موافق باشید که انتخاب مستطیل افقی، به جای مستطیل عمودی برای کادر عکس های معمولی ۳x۴ مناسب نیست). دوم اینکه براساس هدفی که تصویر دارد و پیامی که قرار است برساند، مکان و اندازه مناسب برای هر یک از اجزاء تصویر معنا پیدا می کند. مثلا برای یک عکس پرسنلی که برای مدارک رسمی استفاده می شود، گردی صورت باید کاملا در مرکز تصویر قرار بگیرد و بیشتر سطح تصویر را بپوشاند.

بگذارید برای بیان بهتر مفهوم ترکیب بندی تمرینی ساده انجام دهیم. یک صفحه کاغذ سفید کوچک را بردارید و دورنمای یک منظره طبیعی و آسمانی صاف را تصور کنید. حالا یک دایره سیاه کوچک روی کاغذ بکشید. این دایره چه چیزی است و کجا را برای ترسیم دایره انتخاب کرده اید، وسط، کنار، بالا یا پایین؟ به فرض اگر دایره شما مثلا یک بالون در حال پرواز است، جایی بالای صفحه سمت راست یا چپ مکان مناسبی برای ترسیم آن خواهد بود. حالا دایره دومی را در صفحه بکشید (ممکن است آن را کمی بزرگ تر یا کوچک تر بکشید). جای مناسب برای رسم این دایره کاملا بستگی به محل نقطه اول دارد. همینطور اگر دایره بعدی را به تصویر اضافه کنید، هر بار محل مناسب را در ارتباط با بقیه دوایر و براساس تصویری (یا مفهومی) که در ذهن دارید پیدا خواهید کرد. در نهایت به تصویری که ترسیم کرده اید نگاه کنید. آیا مجموعه دایره ها ترکیب بندی مناسبی را ایجاد کرده و مفهوم مورد نظرتان را (مثلا تعدادی بالون در حال پرواز) می رساند؟

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۷ خرداد ۹۳ ، ۲۲:۰۱

دوره آموزشی الفبای ارتباطات بصری و زبان تصویر (درسنامه) به شرح زیر تقدیم می گردد :

  1. مقدمه
  2. درس اول- آشنایی با سواد بصری
  3. درس دوم- آشنایی با ترکیب بندی (کمپوزیسیون)
  4. درس سوم- عناصر اولیه در تصویر
  5. درس چهارم- آشنایی با رنگ
  6. درس پنجم- آشنایی با تضادهای رنگی
  7. درس ششم- ایجاد کیفت های متفاوت در تصویر
  8. درس هفتم- بیان مفاهیم ابتدایی در ترکیب بندی تصویر
  9. درس هشتم- انتقال پیام تصویر


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۵ خرداد ۹۳ ، ۰۱:۳۵
چهارشنبه, ۱۴ خرداد ۱۳۹۳، ۰۴:۱۲ ب.ظ

درس اول- آشنایی با سواد بصری

ارتباط بصری و کاربرد آن در هنر و زندگی روزمره
همه ما با دیدن سردر چراغانی شده خانه ای متوجه می شویم در آنجا محفل شادی برپاست و بالعکس، بیرق سیاه بالای در خانه ای دیگر به ما می گوید صاحبان آن منزل عزاداراند... این مثال از آن جهت آورده شد تا نشان دهد هر روز ما با دیدن تابلوها، تصاویر، علامت ها و نشانه های متفاوت، خودآگاه یا ناخودآگاه، اطلاعات و پیام های مختلفی را دریافت و درک می کنیم. فهمیدن معنای بعضی از این علامت ها، مثل دیدن چراغ قرمز راهنمایی، بسیار ساده است. اما شاید در بعضی از موارد ما قادر به درک مفهوم یک تصویر نباشیم. این احساس را ممکن است هنگام دیدن یک تابلوی نقاشی تجربه کرده باشید.

گاهی اوقات دیدن یک تصویر ما را خوشحال یا غمگین، مضطرب یا آرام می کند، اما اگر از ما بپرسند چه چیزی در آن تصویر وجود دارد که چنین احساسی را در ما ایجاد کرده، یا چه عاملی در آن تصویر وجود دارد که این چنین حس خوشایند یا ناخوشایندی را ایجاد می کند، نمی دانیم آن چیز چیست.

با این مقدمه مشخص می شود که تابلوها، نشانه ها، علامت ها و به طور کلی هر پدیده بصری که ما به آن تصویر می گوییم می توانند حاوی پیام یا معنایی باشند. به عبارت دیگر هر تصویر مانند یک جمله یا متن نوشتاری حاوی پیامی است که با دیدن آن می توانیم مفهومش را درک کنیم؛ همانگونه که با شنیدن یک جمله، خبری یا دستوری به ما می رسد، هر تصویر هم پیامی برای ما دارد.

باید توجه داشت که همانطور که کاربرد زبان تنها مختص به ادیبان و نویسندگان و شاعران نیست، کاربرد زبان تصویری هم به نقاشان و تصویرگران و سایر هنرمندان منحصر نمی شود. همه افراد، کمتر یا بیشتر، از آن استفاده می کنند و در زندگی روزمره خود با آن سر و کار دارند.

 

ارتباط کلامی و ارتباط تصویری
ما انسان ها از دو روش برای ارتباط برقرار کردن استفاده می کنیم، اول ارتباط کلامی (شامل حرف زدن، خواندن و نوشتن) و دوم ارتباط تصویری. کلام (زبان) مهمترین عامل ارتباطی ما با دیگران است. ما حرف زدن را در خانه فرا می گیریم و خواندن و نوشتن در مدرسه به ما آموزش داده می شود. برای برقراری ارتباط کلامی باید قواعد و اصولی مشخص به کار گرفته شود. برای اینکه یک جمله معنادار باشد هم باید هم از کلمات و هم از ساختار مناسب استفاده کرد. پشت سر هم چیدن تصادفی کلمات بی ربط هیچ وقت معنادار نیست.

اما در مورد ارتباط تصویری، اکثر افراد از آن به صورتی ناخودآگاه استفاده می کنند و از قواعد و اصول آن آگاه نیستند. می توان با قیاس با ارتباط کلامی به این نتیجه رسید که برای اینکه بتوانیم در ارتباطات تصویری از این سطح ابتدایی فراتر برویم و از آن بهتر و بیشتر استفاده کنیم، لازم است تا اصول و قواعد اولیه ارتباط بصری را بیاموزیم، همانگونه که دستور زبان را یاد گرفته ایم. این توانایی برای نقاش، عکاس یا گرافیست شدن ما نیست. بلکه ما را قادر می سازد عمق و میزان ارتباطمان را با محیط اطراف خود بیشتر کنیم.

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۴ خرداد ۹۳ ، ۱۶:۱۲
چهارشنبه, ۱۴ خرداد ۱۳۹۳، ۰۴:۰۲ ب.ظ

ارتباطات بصری و زبان تصویر - مقدمه

ما در زمانی زندگی می کنیم که عکس، فیلم، پوستر و تابلو دنیای اطراف ما را پر کرده است. هر کدام از این تصاویر سعی دارند پیام یا خبری را به ما برساند. شاید خود ما هم بارها خواسته یا ناخواسته از توانایی تصاویر برای انتقال مفاهیم مورد نظرمان استفاده کرده ایم.

این دوره آموزشی سعی دارد ما را با قواعد و روش های انتقال مفهوم و پیام از طریق تصاویر بیشتر آشنا کند؛ تا هم بتوانیم آنچه را می بینیم بهتر و آگاهانه تر درک کنیم و هم این روش ها را در فعالیت های مختلف زندگی به کار بگیریم.

در این دوره مقدمات الفبای زبانی را که تصاویر به وسیله آن با ما ارتباط برقرار می کنند آموزش داده می شود. به عبارت دیگر، طی دروس مختلف، مبانی اولیه بیان مفاهیم به وسیله تصویر به مخاطب ارائه می شوند. در اینجا تصویر مفهومی عام را در برمی گیرد که از تابلوی نقاشی تا تابلوی تبلیغاتی، جلد کتاب و مجله تا بسته بندی محصولات تجاری، همه را شامل می شود.

در این دوره آموزشی درسنامه سعی شده تا مباحث به صورتی مقدماتی و از ابتدا تشریح شوند تا همه علاقه مندان به این موضوع، حتی کسانی که تا به امروز با اینگونه مباحث آشنایی نداشته اند را مخاطب قرار دهد.

در نهایت این نکته را هم باید ذکر کنیم که برای درک بهتر آنچه در این دوره ارائه شده است، شدیدا توصیه می کنیم که تمرین های هر درس را با دقت و حوصله انجام دهید.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۴ خرداد ۹۳ ، ۱۶:۰۲